یکی از همکاران به سبب نوع مهارتها و تحصیلاتی که داشت باید از سازمان به طور موقت منفک می شد و به واحد دیگری می رفت؛ او آی تی می دانست و قرار بود برای واحد سازمانی ما، سامانه ای طراحی شود.
او رفته بود تا در واحد آی تی نماینده ی مطلع واحد ما باشد و به کمک بچه های آن واحد، سامانه را متناسب با کارهای واحد ما طراحی و تولید کنند.
بدیهی است در طی مدت هشت ماهی که او از واحد منفک شده بود، کارهایی که بر عهده اش بود نباید روی زمین می ماندند.
هر کس وظایفی به عهده داشت و در این میان به شکل غیر مستقیم تمام امور محوله به او به عهده ی من گذاشته شد.
هشت ماه او نبود و من همزمان وظایف هر دو نفرمان را انجام می دادم.
سامانه به حدی رسید که قابلیت پرزنت برای مدیران ارشد را داشت.
در یک جلسه ی کاملا رسمی، با حضور همه ی همکاران واحد و مدیر ما و در جمع مدیران ارشد سازمان، سامانه رونمایی و با شرح جزئیات پرزنت شد.
همانجا قول پاداشی هم برای همکاران گرفته شد.
روز تقسیم پاداش، تبعیض و ناسپاسی به شکل عجیب و غریبی خودش را نشان داد.
برای او که از واحد منفک شده بود، در حد چند میلیون تومان پاداش در نظر گرفته شد که به قولی نفر اصلی کار محسوب می شد.
به سه نفر دیگر هم مبلغ قابل توجهی پاداش دادند و گفتند در طول این مدت هر چه او و تیم آی تی لازم داشته اند آنها از اینجا فراهم کرده اند؛ پس آنها هم افراد موثر در پیشبرد پروژه بودند.
برای دو نفر که هیچ نقشی نداشتند هم پاداش مختصری فقط به سبب حضور در واحد ما در نظر گرفته شد.
در این میان کمترین مبلغ که در واقع توهین آمیز بود متعلق به من بود. چیزی بسیار بی ارزش تر از آن که بتوان نام پاداش بر آن گذاشت.
وقتی
برچسب:
نویسنده: رها کاشفی
برچسب:
نویسنده: رها کاشفی
برچسب:
نویسنده: رها کاشفی